پنجشنبه سیزدهم تیر 1387
معرفی و خواص شیرین بیان
معرفی و گیاه شناسی
شیرین بیان یکی از قدیمی ترین گیاهان دارویی جهان است که از دیرباز مورد توجه انسان بوده و بواسطه ی قدمت زیاد آن به پدربزرگ گیاهان دارویی مشهور می باشد. شیرین بیان گیاهی است چندساله و از خانواده ی بقولات Fabaceae که ارتفاع آن گاها به 1 تا 2 متر می رسد. برگ های آن به فرم شانه ای مرکب فرد می باشند که برگچه های آن دارای حالت چسبناکی هستند. گل های شیرین بیان به رنگ های آبی یا آبی متمایل به ارغوانی و گاها زرد دیده می شوند. میوه ی این گیاه از نوع نیام است که معمولا هر میوه دارای 3 تا 6 عدد دانه ی لوبیایی شکل می باشد. ریشه ها و ریزوم های این گیاه دارای پوستی قهوه ای رنگ هستند که پس از جدا کردن این پوسته ی خارجی به سایر قسمت های ریشه می رسیم که به رنگ زرد دیده می شوند و دارای طعم شیرینی می باشند.
پراکنش و نیازهای اکولوژیکی
شیرین بیان در اکثر مناطق جهان بخصوص میان دو عرض جغرافیایی 30 و 45 درجه در نیمکره شمالی زمین می روید. این گیاه در کشورمان نیز پراکنش بسیار وسیعی دارد و در استان هایی چون خراسان (شمالی و رضوی)، آذربایجان شرقی و غربی، زنجان، گلستان، کردستان، فارس، اصفهان، تهران و ... مشاهده می شود. شیرین بیان بطور کلی گیاهی نورپسند است که در طول رویش به هوای گرم و رطوبت متوسط نیاز دارد. این گیاه در خاک های شنی عمیق که حاوی ترکیبات کلسیمی باشند بخوبی رشد می کند و pH مناسب برای این گیاه 5/5 تا 2/8 ذکر شده است.
کاشت، داشت و برداشت
آماده سازی زمین برای کشت این گیاه شامل یک شخم عمیق در ابتدای فصل پائیز به همراه افزودن 30 تا 40 تن کود دامی کاملا پوسیده است. تکثیر رویشی (تقسیم ریزوم و ریشه) روش تجاری تکثیر شیرین بیان می باشد اما این گیاه را بوسیله ی بذر نیز می توان تکثیر نمود که در اینجا به تکثیر رویشی این گیاه می پردازیم. در فصل پائیز (آبان ماه) ریزوم گیاهان 3 تا 4 ساله را پس از خروج از خاک به قطعات 15 تا 25 سانتی متری تقسیم می کنند. این قطعات را در ردیف هایی با فاصله ی 60 تا 80 سانتی متر و با فاصله ی30 تا 40 سانتی متر از یکدیگر کشت می نمایند. پس از کاشت بایست به سرعت آبیاری صورت بگیرد. شیرین بیان یکی از گیاهان دارویی است که بیشتر بصورت بهره برداری از طبیعت به بازار مصرف می رسد و کمتر مورد کشت و کار قرار می گیرد و جالب است که بدانیم ریشه ی این گیاه بصورت خشک شده یا عصاره، یکی از مهمترین اقلام صادراتی کشورمان در بخش گیاهان دارویی است و در بسیاری از کشورهای اروپایی نظیر انگلیس، آلمان، بلژیک، فرانسه و ... مورد کشت وسیع قرار می گیرد.
مرحله ی داشت این گیاه شامل مبارزه ی مکانیکی با علف های هرز و قطع ساقه های این گیاه از فاصله ی 10 سانتی متری خاک در ابتدای فصل رویش هر سال می باشد.
برداشت ریشه های این گیاه در فصل پائیز سال سوم یا چهارم صورت می گیرد. این عمل در سطوح کوچک با استفاده از بیل و در سطوح وسیع توسط ماشین های مخصوص انجام می شود. میزان عملکرد ریشه بصورت خشک شده 5/1 تا 2 تن در هکتار ذکر شده است.
فرآوری
قسمت مورد استفاده ی این ریشه های این گیاه هستند که دارای ترکیبات مختلفی می باشند. مهمترین ترکیب موجود در ریشه های این گیاه اسید گلیسریزیک است که 50 بار از شکر شیرین تر می باشد و مقدار آن با توجه به شرایط محیطی و واریته ی گیاه بین 5 تا 20 درصد می باشد.
خواص درمانی و کاربرد
مهمترین خواص درمانی ریشه های این گیاه عبارتند از: ملین،خلط آور، مدر، درمان کننده ی زخم معده و اثنی عشر، موثر در درمان بیماری های دستگاه تنفس مانند برونشیت و التهاب نای و ... . در داروسازی از عصاره ی ریشه ها برای شیرین کردن طعم داروها بصورت گسترده استفاده می شود.
احتیاطات مصرف: مصرف بی رویه ی ریشه های این گیاه بدلیل تحریک غدد فوق کلیوی و ترشح بیش از اندازه ی هورمون آلدسترون ممنوع اعلام گردیده است. این حالت سبب عوارضی چون اختلال در فعالیت های متابولیسمی، بالا رفتن فشار خون و ... می گردد. مصرف این گیاه در دوران بارداری و شیردهی منع شده است.
نحوه ی مصرف: 1 تا 4 گرم از پودر ریشه ها را بصورت دمکرده و یا جوشانده به تعداد سه مرتبه در طول روز استفاده می کنیم.
شنبه هفتم اردیبهشت 1387
دارچین
دارچین اشتها اور ، نشاط آور بوده و نفس را باز می کند . پادزهر خوبی برای سموم حیوانی و نباتی می باشد . دلهره و وسواس را ار بین می برد . کبد و معده را تقویت می کند . ضد سکسکه می باشد و رعشه را تسکین می دهد. نام دارچین ، مخصوص پوستهای معطری است که بهترین آنها در سیلان به عمل می آید و انواع دیگر آن که در خارج از سیلان می روید به مرغوبی دارچین سیلان نیست . فارسی آن دارچین سفید است. اعراب آن را دارصینی می نامند. سلیخه نوع چینی آن است که به آن دارچین ختایی هم می گویند و در هند و عمان کاشته می شود . بوی آن کمتر از داچین سفید بوده و رنگ آن کمی سرخ است و در خواص مانند دارچین سفید است منتها کمی ضعیف تر . قرفه نوع دیگری از دارچین است که خارج از سیلان روییده و دارای پوست ضخیمی می باشد و در لغتت عرب قرفه به معنی پوست درخت است و اختصاصا نام این پوست می باشد . قرفه نیز دارای تمام خواص دارچین بوده و قدرت آن در تقویت بیشتر از دارچین سفید است ولی منافع دیگر آن کمتر از دارچین می باشد .
اشتها آور بوده ، غذاهای سنگین را لطیف می کند. ایرانیان دارچین را مانند چای دم کرده و قبل و بعد از غذا می نوشند و چای دارچین معروف است .
نفس را باز می کند و تنفس را آسان می کند و نشاط آور بوده و قلب را جلا می دهد. من پادزهر سموم حیوانی و نباتی و معدنی بوده و ضد خفقان و وحشت است . دلهره و وسواس را از بین می برد و برای درمان جنون تجویز شده است . کار دارجین تقویت اعضای رئیسه بدن مخصوصا معده و کبد می باشد. این پوست بوی بد دهان را از بین می برد ، تنگ نفس و سرفه خلطی را درمان می کند و آواز را تصفیه می کند . پخته دارچین با سرکه و مصطکی جهت درمان سکسکه تجویز شده است . مالیدن مخلوط کوبیده دارچین با عسل زخمهای چرکی را خشک کرده و کک و مک را از بین می برد و چنانچه با سرکه همراه شود باز هم مفید است .
اگر دارچین را در روغن بجوشانید مالیدن این روغن به تنهایی یا با زرده تخم مرغ پخته ، جهت رعشه و تسکین درد عضلات مفید است و برای درمان اعضای بی حس شده به کارمی رود . چکاندن این روغن در گوش سنگینی انرا از بین می برد و برای یرقان و بواسیر نافع است . در صنعت دارو سازی از اسانس دارچین در طب سنتی ایران از عرق و عطر دارچین استفاده می کنند .
چهارشنبه یکم اسفند 1386
کاسنی
برگ کاسنی خون را تصفيه مي كند . آب برگ کاسنی براي مبارزه با سردرد به كار مي بريد . اگر خانمهاي باردار از آب برگ کاسنی بخورند ، نوزادشان خوش آب و رنگ خواهد شد . اثر کاسنی در امراض كبدي قطعي است .
اعراب به کاسنی هندبا مي گويند و دركتاب هاي قديم به اسامي انطوبيا – شكوريه – سرس – سكوريا – هندبه – كسناج كوبه يك – چيپوتييايي – شكوريا – اميرون – آجي مارول – سريس – شريش و سكونا ياد شده است . 
يكي از سنت هاي ايرانيان اين است كه در روز سيزده ي فروردين ، از شهر خارج شده و روز را دركنار سبزه به پايان مي رسانند و در گذشته چنين معمول بود كه ناهار را همراه كاهو پرك كه نوعي كاسني پرورش يافته بود يا برگهاي نورسته ي كاسني كه غالبا دركنار جوي ها و سبزه زار ها مي رويد ، ميل مي نمودند و به اين ترتيب خون را پاك و كبد خود را زهكشي مي كردند . قسمت مورد استفاده ي کاسنی برگ تازه و ريشه ي خشك آن است . ريشه ي کاسنی داراي مواد لعابدار – اينولين و قند هاي گوناگون است ، كمي هم تانن دارم ونيز داراي يك ماده يدارويي و مقداري شوره هستم . روي برگ هاي کاسنی تعداد زيادي عوامل زنده ي مفيد ، زندگاني مي نمايد ، لذا شستن آن در شرع و طب قديم منع شده است وچون انواع بياباني کاسنی آلودگي نداشته ، و در پرتوي آفتاب پرورش پيدا مي كنند ، خوردن برگهاي تازه کاسنی مي توان ناشسته خورد . برگهاي تازه کاسنی سرشار از ويتامين ث بوده و خنك مي باشند . برگ من حرارت صفراوي را از بين مي برد . خون را تصفيه مي كند و از فشار آن مي كاهد .ماليدن آب برگ من به تنهايي و يا با سركه جهت سردرد مفيد است . ضماد كوبيده ي برگ کاسنی جهت درد چشم و ورم ملتحمه نافع است . مضمضه جوشانده ي برگ کاسنی جهت درد دندانهاي آسيا سودمند مي باشد . و غرغره آن با آب فلوس براي ورم گلو و ديفتري نافع است . مخصوصا اگرهمراه با آب گشنيز باشد . ضماد کاسنی با آرد جو بر روي سينه جهت تنگ نفس و تقويت قلب و تحليل اورام تجويز شده است . مادراني كه درموقع بارداري از برگ کاسنی بخورند ، نوزادشان خوش آبرنگ مي شوند بنا به فرموده ي امام ششم خانواده هاييكه كاسني مي خورند فرزند پسر بيش از دختر دارند . كبد كه سكان كشتي بدن است بيش از چهار هزار عمل شيميايي انجام مي دهد ، و چون از كار بيفتد ، بيش از هزار مرض به سراغ انسان مي آيد و از اين روي امام هشتم فرموده اند كه كاسني دواي هزار درد است .
پزشكان قديم و جديد هردو اثر كاسني را در امراض كبدي قطعي دانسته و در طب جديد ثابت شده است كه كاسني در نو سازي ياخته كبدي نقش برجسته اي دارد . ريشه کاسنی داراي اسانس و يك ماده صمغي و چند ماده مفيد دارويي است . مقوي معده – تصفيه كننده خون – ملين و تب بر است . دم كرده ده در هزار برگ و 25 در هزار ريشه ي کاسنی درمان امراض بالا نافع است . شيره ي تازه کاسنی 25 تا پنجاه گرم مصرف مي شود شربت مرا به عنوان تقويت كننده كودكان تجويز مي كنند . کاسنی انواع واقسام زياد دارم ، بسياري از انواع مرا پرورش داده و در سالاد به كار مي برند – كاهو پرك – كاسني فرفري – اسكارول از انواع شيرين و پرورش يافته ي کاسنی است .
كاسني فرنگي ، يا آنديو
آنديو كه كشت آن به تازگي در ايران معمول شده ، يكي از انواع پرورش يافته ي است كه از اروپا به ايران آمده ، ولي دركتب قديم به آن كاسنيه – تيفات – منجوريون و هندبي مي گفتند . درموقع كشت بايستي برگ هاي آن را با خاك پوشاند تا از اثر تابش آفتاب سبز نشده و تلخ نشود – اين گياه مختصري از خواص كاسني را دارد .
كاسني صحرايي
در فارسي گل قاصد – خبركش و خبر آور است . دركتب قديم به طرحشقوق لقب داده اند خاصيت آن بيش از كاسني است- اسهال را بند مي آورم و مقوي معده مي باشد، و در همه احوال قوي تر از بستاني وانواع پرورش يافته مي باشد . درمان خوبي براي خون ريزي ريوي هستم . خوردن آن كيسه صفرا و كبد وطحال را باز مي كند ، و يرقان و استسقاء را شفا مي بخشد . كاسني صحرايي مضر سپرز مي دانند . عروق را باز مي كند حرارت خون و عطش را تسكين مي دهد هيجان صفراوي را معالجه مي كند والتهاب معده را برطرف مي سازد از دوستان كبد و زهكش كليه و مثانه يوده و آنها را از سنگ پاك ميكند وهر قدر تلخ تر باشم ، در امراض كبدي موثرتر مي باشم . براي مبتلايان به حصبه وآبله تجويز شده ، و آب برگ كاسني صحرايي با ريشه كاسني صحرايي به تمامي براي تب هاي عفوني نافع است . ماليدن ضماد برگ و ريشه ي كاسني صحرايي همراه با روغن زيتون بر محل نيش عقرب و حشرات سمي باعث تسكين درد آنها است و خوردن برگ وريشه كاسني صحرايي پادزهر سموم شيميايي مي باشد ضماد آنها با آرد جو جهت درد مفاصل و نقرس مفيد است .. مقدار خوراك آب برگ كاسني صحرايي تا دويست گرم است و چون باعث تحريك سرفه مي شوم ، كاسني صحرايي براي سينه كمتر تجويز مي كنند .
ريشه ي كاسني
در تحليل و پاك كردن اخلاط اثر زياد دارم . جهت تصفيه ي خون و رفع ورم احشاء و استسقاء و درمان تب هاي كهنه و درد مفاصل و زياد شدن شير و ادرار سودمند مي باشم و در ساير افعال خواص كاسني صحرايي مانند برگ است مقدار خوراك كاسني صحرايي از گرد ساييده 5/3 گرم تا پنج گرم و جوشانده آن از پانزده گرم تا 45 گرم مي باشد .
تخم كاسني
جهت سردرد و تنگ تنفس و باز كردن كيسه صفرا و استسقاء و يرقان و تب هاي صفراوي سودمند مي باشد و جوشانده ي من با رازيانه جهت رفع سموم مفدي است و نيز براي ضعف گرده و طحال و بند آمدن خون ريزي سينه و تحريك اشتها موثر بوده و در ساير افعال همانند برگ مي باشم . مقدار خوراك من از 5 گرم تا پانزده گرم است . بد طعم و قي آور بوده ، و صاحب كتاب شفاء الاسقام در فصل طحال مرا مضر سپرز مي داند !

